عده ای سوخته و باخته اینجا جمعند
گرد هم می آیند
که به اقبال بلند خورشید
تن رنجور و ستمدیده خود را برهانند زبند
تا در این کوثر عشق
روح زنگار زده پاک شود
و خدا می شنود
می بیند
و خدا مسرور است
که در آنجا گلها طعنه بر باغچۀ پرگل بستان زده اند
و دست در دست هم و با دعائی زیبا
وصل او می طلبند
آرامش می خواهند
عشق در سادگی معبد ما می چرخد
چلچراغ اینجا قطرات اشک است
که به احسان و صفا گاهگاهی به دل کعبه ما می ریزد
زائران اینجا پاک تر از گل یاس
غسل در خون جگر کرده و با عشق به دعا آمده اند
معبد ما زیباست
گرچه اینجا درد است
دردهایش زیباست... ![]()
![]()
«
صــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادق بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاران
»